سر آغاز :
رعايت حقوق ديگرن لازمه نظم و امنيت اجتماعي و سياسي است. همه شهروندان براي تضمين امنيت وآزادي خود ناگزير به رعايت حقوق يکديگر هستند. متهم نيز يکي از افراد جامعه است. متهم غير ازمجرم است و چه بسيار متهماني که در دادگاه هاي بدوي و تجديدنظر تبرئه مي شوند.اگرمتهم مجرم نيست بايدهمانند ساير شهروندان به او نگاه کنيم و تا زمانيکه حکم محکوميت قطعي او صادرنشده باساير افراد جامعه هيچ تفاوتي ندارد و از شأن و احترام برخورداراست.برخورد مناسب عوامل دستگاه عدالت کيفري بامتهم، عامل مناسبي براي پيشگيري ثانويه از ارتکاب جرم و اصلاح مجرمان بوده و يکي از رسالت هاي مهم دستگاه قضايي را محقق مي سازد. متهم حقوقي دارد و بر همه عوامل و ضابطان دستگاه قضايي فرض است که آن را مراعات نمايند.

طرح مسأله
به راستي آيا همه مردم از حقوق خود که در قانون اساسي و يا ساير قوانين مقرر شده با خبر هستند؟ و همه مي دانند اگر متهم به ارتکاب جرمي شده اند، چه حقوقي دارند و برفرض که حقوق خود را شناختند، آيا مي دانند بايد چگونه از حقوق خود دفاع کنند؟

آيا هر شهروندي مي داند که هيچ پليسي (ضابط دادگستري)حق دستگيري او را (درجرايم غير مشهود)ندارد، مگر به دستور صريح مقام قضايي؟ و آيا همه شهروندان مي دانند به موجب قانون هيچ کس را نمي توان به دادگاه احضار و يا جلب کرد، مگر آن که مدارک و قراين کافي براي آن وجود داشته باشد؟

اگر متهم بي گناهي با حقو قخود آشنا نباشد، چه بسا به دليل ترس ناشي از حضور در پاسگاه و يا ديدن پليس با سلاح کمري و دستبند تمامي اتهامات تفهيمي به خود را بپذيرد.
به محض وقوع جرم تمامي عوامل و ضابطان و امکانات دستگاه قضايي بسيج مي شوند تا هر چه سريع تر متهم شناسايي و دستگير و همه دلايل و آثار جرم جمع آوري گردد و دراولين فرصت ممکن متهم محاکمه و مجازات شود. چه بسيار پرونده هاي قتل عمدي، به ويژه درسيستم حاکميت دادگاه هاي عمومي و انقلاب که با سرعت زيادي منجر به صدور حکم قطعي و اجراي آن شده است. سرعت و قطعيت در صدور حکم به مجازات و اجراي آن امري پسنديده و از نظر علماي حقوق و برخي از جرم شناسان مطلوب است؛ اما اين سرعت بايد به چه قيمتي باشد؟ به قيمت ناديده انگاشتن و پايمال کردن حقوق متهم ؟ تصورکنيد اگر اين حقوق مراعات نشود، مثلاً دراثر آزار بدني ضابطان دادگستري و يا تحت تأثير وعده هاي دروغين بازپرس ، متهم اقرار کرد و بالاخره دلايلي عليه او جمع آوري شد، آيا اين دلايل اعتبار دارد؟ يا به استناد چنين دلايلي مي توان کسي را محکوم کرد ؟

آيا نمي توان تصور کرد افرادي ( که تاکنون گذرشان به دادگستري نيفتاده ) در جامعه هستند که با اعمال کوچک ترين فشار بدني يا آزار روحي و رواني بلافاصله همه اتهامات تفهيمي به خود را مي پذيرند ؛مثلاً اگر با وعده دروغين قاضي تحقيق به متهمه (زن شوهر دار) مبني بر اين که اگر به جرم زنا اقرار کند ، در تعيين مجازات به او کمک خواهد کرد، متهمه که فقط در حد مضاجعه با مرد اجنبي ارتباط داشته ، به جرم زنا اقرار نمايدو به مجازات رجم محکوم شود ، تکليف چيست ؟
آيا مي پذيريم چنين محکوميتي به دليل اقرار ناشي از چنين وعده هايي قابل نقض است؟ اگر نقض شود بايد از خود بپرسيم چرا بايد طوري عمل کنيم که پايانش چنين باشد و اگر نقض نشد وضع اسفبار است.
اگر حقوق متهم را رعايت کنيم چه بسا درچرخه دستگاه عدالت به راحتي گناهکار از بيگناه
متمايز گردد .بسياري ازمجريان قانون و عوامل دستگاه قضايي درقبال تذاکراتي که متضمن مراعات حقوق متهم مي باشد، انگيزه هايي ازقبيل حفظ حقوق شاکي يا مجني عليه و يا رعايت مصالح جامعه و احياناً تراکم پرونده ها را توجيه کننده رفتار خود مي دانند؛ ولي اگر قرار باشد جامعه براي تأمين منافع و مصالح خود و شاکي هم براي حفظ حقوق خود اين همه امکانات پليس، آزمايشگاه جنايي ، زندان ، دادسرا و دادگاه در اختيار داشته باشد و هر روز به توسعه و تجهيز آن اقدام کنند و از آخرين تکنولوژي روز بهره ببرند، چه نهادي متکفل و متصدي تأمين حقوق متهم و نجات بيگناهان از محاکمه و مجازات است؟ آيا مي توان کانون وکلا رامتکفل آن دانست؟ اگر چنين است پس چنانچه حقوق متهم بيگناهي در جريان دادرسي کيفري تضييع شد،آيا کانون وکلا ازامکانات خود براي حمايت حقوقي از چنين متهمي استفاده خواهد نمود؟
اگر متهم تمکن مالي نداشت، چطور؟ آيا نمي شود قوه قضاييه تدابيري اتخاذ نمايد يا يازرسان و ناظراني دربطن جريان ، نحوه دستگيري، بازجويي و تحقيقات مقدماتي را بررسي کنند و مراقب باشند تا اين حقوق متهم ناديده گرفته نشود؟ حال آنکه بسياري از افراد جامعه حتي طبقه تحصيلکرده اگر در مظان اتهام قرار گيرند، از حقوق خود بي اطلاع هستند و اغلب آنان هم توانايي اختيار وکيل را ندارند ؟

متهم در يک نگاه کلي و جامعه شناسانه کسي است که گمان مي رود هنجارهاي اجتماعي را زير پا گذاشته و به حقوق ديگران تعرض کرده است، اعم از اين که حق شخص خاصي را ناديده گرفته يا اين که حقوق عموم جامعه را پايمال کرده باشد. چنين فردي وقتي وارد سيکل کيفري مي شود، انتظارش از عوامل دستگاه قضايي اين است که حقوق او را مراعات کنند. حال که اين فرد وارد وارد پاسگاه، دادسرا و يا دادگاه مي شود، اگر ببيند در اين مراجع حقوق او ناديده گرفته مي شود، بر او چه مي گذرد . درست مانند بيماري که به علت رعايت نکردن نکات بهداشتي دچار بيماري هاي عفوني و گوارشي شده و وقتي به درمانگاه مراجعه مي کند، مي بيند که پزشک معالج او در حال خوردن ميوه نشسته است، آيا آن متهم و اين بيمار بعد ازاين که از دادسرا يا درمانگاه بيرون رفتند، مي آموزند که بايد به حقوق ديگران احترام گذارند و يا به اصول بهداشتي پايبند باشند! يا با توجه به اهداف مجازات با اجراي آن مي توان به چنين متهمي آموخت که بايد خود را با هنجارهاي اجتماعي اين گونه تطبيق دهد؟

اولين وظيفه دادسرا جمع آوري دلايل از طريق تحقيق از شاکي، شهود و مطلعان ، معاينه محل، تحقيق محلي، اخذنظريه کارشناس و غيره مي باشد؛ اما نکته مهم اين است که اين دلايل چگونه دلايلي هستند، آيا دلايلي که الزاماً اتهام را متوجه متهم مي کند؟
مسلماً خير؛ زيرا آنچه در تحقيقات مقدماتي مدنظر قاضي تحقيق مي باشد، کشف حقيقت است و لازمه آن اين است دلايلي که بيگناهي متهم را نشان مي دهد، جمع آوري شود؛ يک آيين دادرسي مطلوب بايد به گونه اي باشد که علاوه بر تأمين منافع جامعه ، شهروندان بيگناه را در اثبات بيگناهي اش ياري کند. اين مهم بر آورده نمي شود، مگر اين ه حقوق متهم درجريان دادرسي مراعات گردد. مثلاً ازشهودي که متهم معرفي و دردادگاه حاضر مي شوند، تحقيق گردد. متهم بتواند نزددادگاه از شهود شاکي پرسش هاي خود رامطرح نمايد، متهم در جريان معاينه محل يا تفتيش منزل حاضر شود، متهم حق داشته باشد درقبال پرسش هاي مراجع تحقيق ، بدون اين که مورد اذيت و آزار جسمي يا رواني قرارگيرد، سکوت اختيار کند و يا باانتخاب وکيل آزادانه از خود دفاع کند و در يک دادگاه بيطرف و بر اساس يک دادرسي عادلانه و منصفانه به اتهام او رسيدگي شود. اگر او متعاقب صدور قرار تأمين کيفري ،کفيل متمکن معرفي يا وثيقه مناسب بسپارد، بتواند آزاد شود و بسياري از حقوق ديگر که در مواد منشور حقوق متهم به شرح سطور آتي به آنها اشاره مي شود .

چه کسي بايد حقوق متهم ر به او تفهيم کند؟ در حقوق انگليس و آمريکا و ساير کشورهايي که نظام انگلوساکسن را به عنوان الگو انتخاب کرده اند، پليس علاوه بر رعايت حقوق متهم مکلف است اين حقوق را به وي تفهيم کند و درنظام حقوق رومي ـ ژرمني اين وظيفه مهم برعهده قاضي تحقيق گذاشته شده است ؛ ولي درنظام جزايي اسلامي که اين همه به اصل برائت و فرض بيگناهي متهم و رعايت حقوق دفاعي او تأکيددارد ، براي اين امر مهم تدبيري انديشيده نشده است .

اين حق متهم است که بداند در جريان دادرسي چه حقوقي دارد، بايد به متهم اطمينان بدهيم که حقوق او درنظام قضايي مراعات مي شود و نقض آن داراي ضمانت اجراي کافي است و بلاخره بايد او را آگاه کنيم که اگر اين حقوق موردتعرض هر يک از عوامل و ضابطان دستگاه قضايي قرار گرفت ، براي جبران خسارات وارده و اعاده حيثيت خود چه کند و شکايت به کجا و نزد چه مقامي ببرد.

بر اساس اصول و مواد مربوط به قانون اساسي، قانون آيين دارسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور کيفري، ماده واحده قانون احترام به آزادي هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي، اعلاميه جهاني حقوق بشر، ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي و نيز ضرورت هاي عقلي، در جرين رسيدگي به يک دعوي کيفري ، حقوقي براي متهم قابل تصور است که اين حقوق به شرح مواد زير مي باشد :

« منشور حقوق متهم »

1 ـ هر کس به ارتکاب جرمي متهم شود، حق دارد بيگناه فرض شود، مگر اين که مجرميت (مقصربودن) او بر اساس قانون محرز شود ( اصل 37 قانون اساسي، بند 3 ماده 14 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي بند 1 ماده 11 اعلاميه جهاني حقوق بشر) .
2 ـ هر متهمي حق دارد از مأموري که قصد جلب او را دارد، بخواهد مدارک شناسايي خود و نيز دستور قضايي متضمن دستگيري اش را به او نشان دهد (ضرورت عقلي) .

3 ـ متهم حق دارد در مقابل پرسش هاي دادگاه با مرجع تعقيب يا تحقيق ، سکوت اختيار کند. (مواد 129 و 197 قانون آيين دادرسي کيفري )

4 ـ هر متهمي حق دارد از مأموران بازجو بخواهد دراولين فرصت به خانواده وي اطلاع دهند تا از سرنوشت او مطلع شوند و در صورت لزوم براي آزادي او وثيقه يا کفيل آماده کنند (بند 5 ماده واحده قانون احترام به ازادي هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي) .

5 ـ متهم حق دارد ظرف 10 روز به قراربازداشت خود اعتراض کند تا مرجع بالاتر بلافاصله و در وقت فوق العاده به آن رسيدگي نمايد. اين حق طبق قانون بايد به متهم تفهيم شود (ماده 33 و تبصره ماده 147 قانون آيين دارسي کيفري وشق 2 بند (ن) ماده 3 قانون احياي دادسرا مصوب 1381 ).

6ـ چنانچه قرار التزام يا کفالت يا وثيقه براي متهم صادر گرديد، او حق دارد با التزام يا معرفي کفيل متمکن و يا توديع وثيقه حسب مورد بلافاصله آزاد شود (تبصره ماده 13 و ماده 137 قانون آيين دارسي کيفري).

7ـ هر متهمي حق دارد بداند که هيچ يک از ضابطين دادگستري بدون مجوز قضايي و بدون رعايت ترتيبات قانوني مجاز نيستند، وارد منزل او شده و آنجا را بازرسي و تفتيش نمايند (اصل 22 قانون اسسي ، 580 قانون مجازات اسلامي ، مواد 96 و 97 قانون آيين دادرسي کيفري).

8 ـ لازم است متهم بداند که هيچ يک ازضابطان دادگستري حق بازداشت او را ندارند، مگر در جرايم مشهود و در هرحال بايد درنخستين فرصت ( حداکثر 24 ساعت) مراتب را به اطلاع مقام قضايي برسانند (ماده 24 قانون آيين دادرسي کيفري ) .

9 ـ متهم حق دارد حداکثر ظرف 24 ساعت از اتهام و دلايل آن مطلع شود . مرجع قضايي مکلف است ظرف مهلت مذکور آن را به وي تفهيم کند (اصل 32 قانون اساسي و ماده 127 قانون آيين دادرسي کيفري) .

10ـ متهم حق دارد پس ازخاتمه تحقيقات مقدماتي، پرونده اتهامي خودرامطالعه وازتمامي محتويات آن مطلع شود ( ماده 190 قانون آيين دارسي کيفري) .

11ـ هر متهمي حق دارد ازقاضي دادسرا يا دادگاه بخواهد که به چه اتهامي و به استناد چه دلايلي احضار يا جلب شده است ( ماده 124 قانون آيين دادرسي کيفري) .

12 ـ هر متهمي حق دارد از پاسخ دادن به پرسش هاي مراجع کشف جرم و تعقيب که ارتباطي به جرم و تعقيب ندارد و مربوط به امور شخصي و خانوادگي اوست ، خودداري کند ( بند 11 ماده ماده واحده قانون احترام به ازادي هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي).

13 ـ متهم حق دارد اوراق صورتمجلس تحقيقات خود را بخواند و اگر پاسخ هاي او با تغيير و تحريف در آن قيد شده از امضاي آن خودداري کند. همچنين متهم مي تواند در صورت تمايل پاسخ پرسش ها را شخصاً بنويسد. ( ماده 131 قانون آيين دادرسي کيفري، بند 12 ماده واحده قانون احترام به آزادي هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي) .

14 ـ هر متهمي حق دارد در يک دادگاه بيطرف و بر اساس يک دادسي عادلانه و منصفانه به اتهام او رسيدگي شود (ماده 10 اعلاميه جهاني حقوق بشر) .

15 ـ هر متهمي حق دارد از دادگاه بخواهد که به طور علني به اتهام او رسيدگي کند، مگر در مواردي که قانون خلاف آن را تصريح نمايد(ماده 188 قانون آيين دادرسي کيفري) .

16 ـ هر متهمي حق دارد فرصت و تسهيلات کافي براي تهيه و تدارک دفاع و انتخاب وکيل و ارتباط با وکيل منتخب خود داشته باشد (مواد 185 و 186 قانون آيين دادرسي کيفري ، بند 1 ماده 11 اعلاميه جهاني حقوق بشر ، بند 3 ماده واحده قانو ن احترام به آزادي هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي) .

17 ـ هر متهمي حق دارد از کليه عوامل دستگاه قضايي متوقع باشد که از روي انسانيت و احترام به حيثيت ذاتي وي با او رفتار شود (بند 1 ماده 10 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي، بندهاي 4 و 5 ماده واحده قانون احترام به آزادي هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي، اصل 39 قانون اساسي ).

18 ـ هر متهمي که به طور غيرقانوني دستگير يا بازداشت شده باشد، حق داردجبران خسارت خود را از مراجع ذي ربط بخواهد (بند 5 ماده 9 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي، ماده 1 قانون مسؤوليت مدني و اصل 171 قانون اساسي) .

19 ـ متهم حق دارددرحدود قانون به حکم محکوميت خود اعتراض وازدادگاه بالاترتقاضاي تجديدنظر نمايد (شق 5 بند (ه) ماده 14 ميثاق بين المللي، حقو ق مدني و سياسي و مواد 232 و 239 قانون آين دادرسي کيفري ) .

20 ـ متهم حق دارد از دادسرا يا دادگاه بخواهد از شهود شاکي پرسش هاي او هم مطرح گردد؛ بلکه بتواند بيگناهي خود را ثابت کند.

21 ـ هر متهم نابالغ و نوجوان اين حق را دارد که در دادگاه ويژه اي به اتهام او رسيدگي و در صورت بازداشت يا محکوميت در محلي جدا از متهمان يا محکومان بزرگسال نگهداري شود( بند ب ماده 10 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي، ماده 219 و تبصره ماه 220 قانون آيين دادرسي کيفري ) .

22 ـ متهم حق دارد درصورت صدور رأي برائت ، تعليق مجازات او ، قرار موقوفي يا منع تعقيب، بلافاصله رفع اثر از قرار تأمين کيفري (وثيقه) و نيز در صورت بازداشت، آزادي بي قيد و شرط خود را از مرجع قضايي رسيدگي کننده بخواهد (مواد 144 و 213 قانون آيين دادرسي کيفري) .

نيتجه گيري :

توقع ما از قانونگذار اين است که همانند بسياري از سيستم هاي قضايي پيشرفت دنيا قوانيني وضع کند تا به موجب آن قوانين عوامل و دست اندرکاران دستگاه قضايي اعم از ضابطان يا قضات دادسرا و دادگاه (جزايي) حقوق متهم را به او تفهميم کنند و به او اطمينان بدهند که حقوق او مراعات خواهد شد و نقض آن هم داراي ضمانت اجراي کافي است.
از مسؤولان قوه قضاييه انتظار مي رود براي جبران اين خلأ قانوني ترتيبي اتخاذ فرمايند تا مواد " منشور حقوق متهم" در راهروهاي پاسگاه هاي انتظامي، دادسراها و دادگا هاي جزايي به نحوي که در معرض ديد مراجعان و متهمان باشد، قرار گيرد تا آنان رعايت اين حقوق را از مجريان قانون بخواهند؛ شايد که در روند اصلاحات قضايي و نحوه رسيدگي هاي جزايي آثار مفيدي برجاي گذارد.
نقض حقوق ديگران از جمله متهمان گناهي است نابخشودني واز ضابطان پرتلاش دادگستري و همکاران قضايي نيز توقع مي رود تا در رعايت دقيق آن از هيچ کوششي دريغ نورزند .

 

برگرفته از: http://www.dadsetani.iri